تبلیغات
نارنجستـــان - سوگند

سوگند
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1391/12/5 ز : 09:22 ب.ظ

هنوز فکر می کنی با توست
زنی که با خودش حرف می زند
و از خوابهای بلند پنجره ها
می پَرَد

هنوز شبها
لباس خوابی را بغل می کنی که خالیست
و کابوسهای زنی را تکان می دهی
که تمام کودکی اش را جویده است
و حالا شبانه مغزش را
در کاسه ای بالای سرش می گذارد
و شَلیته می پوشد و می رقصد

زنی که سوگند می خورد «هرگز
دستهای من به چیدن هیچ سیبی نرسیده اند و
هیچ درختی سیب نداده است»
سوگند می خورد
«هیچ جنگلی درخت ندارد و هیچ سرزمینی جنگل ،
و تنها پاهای زنی خوابگرد
مرا دنبال تو می کشاند ...»

گاهی دلش برای تو می سوزد
می بینی ؟
زمین گردتر از آنست
که هر بار پشت سر می گذاری ام
پیش رویت نباشم .
و هر گاه درها را به هم می کوبی
برایت چای نریزم




لیلا کردبچه



سنجاق شده به : لیلا کردبچه
.:: نظرات () ::.


 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © by http://cheragh-akhar.mihanblog.com
This Themplate  By Theme-Designer.Com