تبلیغات
نارنجستـــان

02
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1394/10/11 ز : 05:10 ب.ظ

افسردگی یعنی خیابان بی دویدن

آسانسوری که کش می آید از رسیدن

یعنی هماغوشی و گریه، عق زدن، شک

یعنی بدون عشق مانند عروسک...

زخمی که لای استخوانم مانده وحشی

مثل پلنگی خشمگین بالای نعشی....

عق می زنم ته مانده های هق هقت را

این ریسمان لعنتی هم عاشقت را...

اندوه این شبهای بی اندازه با من

کودک ولی در قالب اجباری زن!!

دارد تنفس می کند من را هوایت

هی می کشم سیگار با انگشتهایت

هی می دوم توی خیالی که نباشی

سر می خورم با هر دویدن روی کاشی!!

افسردگی دست هایت روی شانه

خط چین چشمی خواب آلوده میان...

 

از: لیدا تبیانی



.:: نظرات () ::.


01
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1394/10/11 ز : 05:08 ب.ظ
میلان بیست و هفتم بن بست حکمتی
افکار خیس و خسته ی دوشیزه رحمتی
آیینه ای کثیف و زنی زار و مضطرب
لبهای خشک منتظر شیر پاکتی
یک دوش آب گرم و کمی ادکلن و بعد
یک سوتین که ست شده با شورت خط خطی
ریمل و خط چشم و کرم، سایه ای ظریف
با رنگهای سبز و طلایی و صورتی
در باز میشود کسی آرام می خزد
بر شانه های سرد خیابان لعنتی
 هی بوق و نیش ترمز و ویراژ ممتد
پاترول،پژو206با آرم دولتی
آغوش پرتعفن یک مرد هرزه و
هی قیژ و قیژ تخت و دو تا مبل راحتی
چشمان بی فروغ و تنی سرد و یخ زده
اجبار سکس و بوسه ی مردان شهوتی
چک پول صورتی و دو تا اسکناس سبز
لای کتاب بسته ی دكتر شریعتی


ساعت چهار صبح،صدای اذان و بعد
روحانی محل و نماز دورکعتی


اینجا، کلاس سوم و زنگ ریاضی و
خانم اجازه! غایبه،مژگان رحمتی!



از : فرشته بزی
گمانم



.:: نظرات () ::.


چند سال بعد
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1394/03/10 ز : 11:56 ق.ظ

ده سال بعد از حالِ این روزام
با کافه های بی تو در گیرم
گفتم جهانِ بی تو ینی مرگ
ده ساله رفتی و نمیمرم

ده سال بعد از حال این روزام
تو ، توو آغوشه یکی خوابی
من گفتم و دکتر موافق نیست!
تو بهتر از قرصای اعصابی

ده سال بعد از حال این روزام
من چهل سالم میشه و تنهام
با حوصله قرمز سفید آبی
رنگین کمون میسازم از قرصام

میترسم از هرچی که جا مونده
از ریمل با گریه هات جاری
از سایه روشن های بعد از من
از شوهری که دوستش داری

گرمِ هماغوشی و لبخندی
توو بستر بی تابتون تا صبح
تکلیف تنهاییم روشن بود
مثله چراغ خوابتوون تا صبح

یه عمر بعد از حال این روزام
یه پیرمردم توی یه کافه
بارون دلم میخواد هوا اما
مثه موهای دخترت صافه


از : حسین غیاثی



.:: نظرات () ::.


friendship
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1393/12/1 ز : 04:16 ب.ظ

وقتی نیستم

برایم جای خالی بگذار

کنار بوق ها و ترافیک ها

کنار بی قراری میدان ها

کنار قرارهایت

با کسی که من نیستم

 

دور میدان ها می چرخم

دور سرت

دور ساعتی که دورم می زند

کنار قرارهایت

با کسی که من نیستم

دور سرگیجه ای

که حتی به قرص ها جواب منفی می دهد

 

وقتی نیستم

برایم جای خالی بگذار

کنار چراغ خوابی که روشن مانده است

کنار سماوری که خاموش

کنار لباس خوابی که پائین تخت افتاده

به جنازه ای کبود فکر کن

که گوشه ی پیاده رو

با بسته های خالی قرص

تمام امروز را

در کابوس ساعت 5

با خودش به خواب برده است.


پ.ن : نوشته هایی هست تو گپ های دو نفره که برای یک نفر باقی میمونه بارها و بارها میخونه و همون یک نفر شاید سالها بعد هم این متن ها را بارها بخاند

امروز هم نوشته های تورو خوندم بهترین حس دنیا رو بهم داد این جزئیات اینکه باهام راحت بودی و نزدیک نمیدونی چقد خوشحال کرد زندگی وقتی همین دوست داشتنای بی علت باشه پس من اون لحظات واقعا زندگی کردم  فقط میتونم بگم مرسی که بودی و باز برگشتی :) امیدوارم نزدیکتر شیم ... مهسا :)




.:: نظرات () ::.


بدون شرح احوال
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1393/08/4 ز : 10:59 ب.ظ
مـن انـسـانـی قـوی هـسـتـم

امـا گـهـگـاهـی دلـم مـیـخـواهـد

کـسـی دسـتـم را بـگـیـرد

و بـگـویـد :

هـمـه چـیـز درسـت خـواهـد شـد . . .



پ.ن : و این روزها از هر طرف که نگاه میکنم تا چشم کار میکند تنهاییست

پ.ن :اتفاقا از کسی که انتظارشو ندارین بیشتر انتظار داشته باشین




.:: نظرات () ::.


تــو را بیابد و یک پازل دقیق شوید
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1392/10/30 ز : 03:07 ب.ظ

مونیخ ، ونیز ، کراچی ، دوشنبه ، دهلیِ نو

غــــــــروب ابری پاریس ، متروی توکیــــــــو

فقط خودش باشد ، اهل هر کجایی شد

چــه فرق دارد برلین ، دمشق یا ورشو ؟

چه فرق می کند اصلا چه رنگ می پوشد

چــــه فرق دارد با ساری است یا کیمـونـو

قدم قدم دنیا را پیاده طـــی کردی

به این امید که یک روز نیم دیگرِ تو

تــو را بیابد و یک پازل دقیق شوید

و آسمان را خورشید پر کند از نو...

قرارتان دور از چشم گزمه های سویل

و پنـــج عصـــــــر سر قتلـــگاهِ فدریکو

قرارتان باشد باز هـــم بِکِت خواندن

و قهوه خوردن در نیم روز کافه گودو

دوباره زمزمـه ی بازگشت آلمودوار

چهارصد ضربه روی سینه­ی تروفو

قرارتان همـــــه ی عمر سینما رفتن :

بوگارت ، برتون ، ردفورد ، مرلین مونرو

قرارتان همه ی روز سینما ماندن :

ریو براوو ، عصر جدید ، سـرپیـــکو

تمام شب سیگار و کتـــاب ، همراه 

صدای ناظری از چشم روشن رادیو

تهوعی ابدی در دل سیمون دوبُوار

شکوه لذت در اعتراف های روسو

و حفظ کردن یک شعر ، بعدِ هر بوسه

چــــه فرق دارد اول قصیده یا هایکو ؟

چقدر زندگـی عاشقانه ای دارید !

تمام عمر فقط رقص باشد و پیانو

چه قدر زندگیِ .... بعد می پری از خواب !

تویی و پاکت خالــی و شیشه های ولو ...

تو هیچ وقت به شیرین نمی رسی مجنون !

تو هیچ وقت به لیلـــی نمی رســی رومئو !

برای داشتنش  شهر ، شهر جنگیدی

تمــــــام عمرت بیــروت ، بصره و کوزُوو

دلت گرفته ازین قصه های عامه پسند

تمــــام دنیا سگ دانـــــیِ تارانتیـــــــنو

و آخرین سفرت هجو زندگــی باشد :

غروبِ مرده ی پاریس ، آخرین تانگو ...

¨

وجب ، وجب دنیــــــا را پیاده طـــی کردی

قدم ، قدم دنیا را ... بس است مارکوپولو !


حامد ابراهیم پور





بعدا نوشت : با هرپست پیشنهاد کتاب , فیلم و ... و البته پذیرای پیشنهادات کتاب , فیلم , مجله و...شما نیز هستیم ;)

این پست : مثل آب برای شکلات - لورا اسکوئیول (از هرچیز این کتاب بگذریم متن اونقدر منسجم و نگارش زیبایی داره که تا نخونیدش کنارش نمیزارید )




.:: نظرات () ::.


زندگی کولی وار
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1392/10/4 ز : 12:32 ق.ظ

من یک مهاجرم

از رویایی به رویایی.

گاه از قطب جنوب سر در می آورم

گاه از دریای کارائیب .

گاه سفیدم

گاه , سیاه

با زردها چای می خورم

با سرخ ها چپق می کشم 

من در همه جا زندگی می کنم 

سرزمین من 

به پاهای غازهای وحشی چسبیده است





سنجاق شده به : رسول یونان
.:: نظرات () ::.


ایمیل
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1392/09/1 ز : 09:01 ب.ظ
 
ایمیل زد به یك شب غمگین كه... كه حرف های خسته تری دارد
از پنجره به قلب تو وارد شد، هرچند بغض خانه دری دارد

خورشید را نشانه گرفته باز، باید تو را به خود بپرد از هیچ
در خانه ی امید شترمرغی ست كه فكر می كند كه پری دارد!!

دیگر دوباره شعر نخواهم گفت، دیگر دوباره شعر نخواهم گفت
تكرار می شود به خودش هر روز... و فكر می كند اثری دارد

ایمیل می زند به شبی غمگین كه مطمئن شده ست نمی آید
ایمیل می زند به شبی غمگین كه چشم های منتظری دارد

خالی ست جای اسم فرستنده مثل سكوت بین من و دنیا
كه جمعمان محال محالات است، امّا خدا عجب هنری دارد!

لبخند می زنند به جنگلبان انبوه بی گناه درختانت
هر چند واقفند كه بی تردید در دست های خود تبری دارد

دَم می كنم دو فال پر از غم را در شعرهای خسته ی بی خوابیت
با اینكه طرح ساده ی چشمانت روباه های حیله گری دارد

ایمیل می زند به شبی غمگین، از هیچ چیز مسخره ی امروز
گیرنده اش شبیه فرستنده ست هر چند بغض بیشتری دارد


پ.ن: ایمیل میزند هرچند این ایمیل گیرنده ای ندارد
پ.ن 2: ایمیل میزند هرچند گیرنده ایمیلی ندارد


.:: نظرات () ::.


حادثه ها جایی در امتداد اغوشت اتفاق می افتد
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1392/08/22 ز : 02:22 ب.ظ
تو آنقدر حادثه ای
که زیبایی ات در دهانم بوی الکل می دهد
که اضطرابم در پیراهنت بوی سیگار
که وراجی ام در چشمهایت خواب می رود
که دستم زیر شانه ات

خطوط شکسته ی اندامم
در آغوشت نستعلیق می شود
که می نویسی ام قج قج صدا می دهد
پیچ های هرز تخت خواب
تا رنج از دهان
در زخمه ی ناگهانی ناخن ات بر شانه ام
می شود : آخ
و تا آخرش می خندم.

اصلن من افسرده ام
بیمارم
دیوانه ام
ولی تو را به کافکا ترجیح می دهم.


شاهو محمودی


پ.ن:
جهان  از چشم‌های تو شروع می‌شود  و جایی در امتداد آشفتگی موهات  به باد می‌رود...

پ.ن 2: دوست دارم مثل یه دیالوگ محشر وسط یه فیلم در پیتی -فیلمی که لابد هیچوقت ندیدیش




.:: نظرات () ::.


عشقبازی بین کتاب ها
ن : ♥ĐФŇΨА♥ ت : 1392/08/13 ز : 08:16 ب.ظ
تنم را بکشم به لب‌هات
می‌سوزم؟
یا آب می‌شوم؟

بگذار برات کتاب بخوانم
بنشین اینجا
کتاب را بگیر توی دست‌هات
ورق بزن
دستم را دورت حلقه می‌کنم
از بالای شانه‌ات
کتاب
نفس می‌کشم
لای موهات
ورق بزن.

اگر توی گوش‌ت گفتم
دوستت دارم
و فرار کردم چی؟
از پله‌های کودکی
بالا می‌آیم
تاب می‌خوری در تنهایی من
عاشقت می‌شوم
نگاهت مرا مرد می‌کند.

دلتنگی‌ام را
به کی بگویم وقتی نیستی؟
تا کجا راه بروم تا تمام شوم؟
مثل یک جاده
...
نیستی که!
من هم عادت نمی‌کنم
آقای من!
همین.

کتاب را بالا بگیر ببینم
گاهی هم برگرد و بوسم کن.
حواست به داستان هست؟
نه
بیا از اول شروع کنیم.
دیدی؟
دیدی باز عاشقت شدم؟


پ.ن :
یک روز، فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت... و شما را متوجه خواهد کرد که چرا هرگز، با هیچ‌کسِ دیگری دوام نیاوردید!

.:: نظرات () ::.



( تعداد کل صفحات: 86 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]


 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © by http://cheragh-akhar.mihanblog.com
This Themplate  By Theme-Designer.Com